چه خوب مولایی

گاهی آدم توی دلش یک عالمه حرف دارد وچند خروار غم وغصه....گاهی همه ی تقصیرها وهمه ی مقصرها رامی شناسد...گاهی یک دنیا گله وشکلیت وچرا دارد....گاهی حالش خوب نیست و می ترسد هیچ وقت خوب نشود....

گاهی...گاهی.. گاهی....

اما توی همین گاهی ها شاید اگر کسی پرسید چطوری؟...لبخند بزند  وبگوید خوبم...شکر

و صدایی توی سرش بپیچد و زیر لب برای خودش زمزمه کند که:حسبی الله ونعم وکیل نعم مولی ونعم النصیر

 

 

**قر واطفار تازه نوشت:نیشخند

از این به بعد رمزی می نویسم ورمزش را هم به صورت کاملا اتفاقی ،فقط به یکی دوتا از وبلاگ هایی که همان موقع با من به روز شده اند می دهم...

/ 7 نظر / 22 بازدید
شکوفه

لاالاتمکئن.ذر رلعهتخنتبزیفغفبسقثقبلااد ناتلبیقبغفعخهحمک مختحگکلالبذ الرنعلرهع لعههخهتک لوس بازی در نیار رمز منو سریع رد کن بیاد[بغل]

فاطمه

بعـــــــــــــــــله [ناراحت] و احتمالا من دیگه هیچوقت نمیتونم تو رو بخونم [ناراحت] هعــــــــــــــــــــــی

فاطمه

آره که مهمه[قلب][قلب] من همیشه به وبت میام گاهی فرصت برای کامنت گذاشتن ندارم اما همیشه میخونم.

ستاره

[نیشخند] من هر روز به روز میکنم! به من هم رمز بده!

ستاره

همچین میگی هضور گاه و بی گاه شماها! انگار مثلا خودت نشستی کف وبلاگ ما![زبان] البته ما به خاطر خودتون میایم اینجا، دوستون میداریم.... خعلی هم خوب شد که منتفی شد! [پلک]

ستاره

تقاضا هم بکنی بهت نمیدم! محرم راز نیستی که![نیشخند]