عقل مخفی

خودمو تو ترافیک همیشگی که برای شب عید بیشترم شده رسوندم مطب دندونپزشکی......گفته بود یک دندون عقل مخفی داری باید جراحی بشه..کلی استرس داشتم...اول که فک کردم اشتباه میکنه گفتم اگر دندون عقل مخفی ای بود خودم باید می دیدمش..چیزی نبود...همه ی دندونا عین دندونای اسب خوشحال پیشکشی مرتب سرجاش بود..کم وزیاد نداشتم.....بالاخره تصمیم گرفتم  عکس فکمو ببینم..عکس سراسری دندونا...زنگ زدم دوستم ببینم تو مطب اون جامونده رفت گشت و زنگ زد گفت نه اینجا نیست..زنگ زدم کلینیک گفتم عکسم اونجاست؟ منشیه فقط لطفی که کرد فحش ابا واجدادی وفک وفامیلی نداد....فک میکردم باید تا کلینیک برم وسراغ عکسمو بگیرم لب ولوچم تا سرزانوم رسیده بود، مامانم که لابد از قیافه ام حالش بد شده بود پیشنهاد داد کشوی میزم را نگاه کنم...نگاه کردم ،بود... هم عکس توی کشوی میز بود..هم توی عکس ،دندون عقل مخفی بود..خاک تو سرش!...

رفتم مطب تعطیل بود..از روی کارتی که هم کارت ویزیته هم نوبت ها را می نویسن زنگ زدم دکتر گفت ما امروز به کسی نوبت ندادیم..گفتم به من دادید..از اون که غیر ممکنه از من که بله..من اینجام و منشی شما به من امروز نوبت داده..گفت شما برای چندم نوبت دارید گفتم 22 گفت خب امروز 23 هست...

دیگه هیچی دیگه قدم زنان بر گشتم وفکر میکردم چرا همچین شد.من که اینقدرا احمق نبودم!...یادم افتاد منشی خنگول تر از خودم روزی که نوبت میداد هی گفت22 سه شنبه نوبت دارید...برای همین اشتباه کردم...فک کردم اصلا چرا نمیرم پیش مریم .. دوست صمیمی دندونپزشکم...تازه پولم بهش نمیدم...یا حداقل کمتر از این دکترا بهش پول میدم....دیگه الان به بابا بگم پول تو افق محو میشه بنده ی خدا....مژه

اما آخه نمی تونم بهش خیلی اعتماد کنم..به فرض که چندین سال هم دوستی مون را حفظ کرده باشیم...یه دندونم برام عصب کشی کرده باشه..ولی اخه سخته...سه سال کنار کسی روی میز و نیمکت نشسته باشی غلط های املایی اش را دیده باشی،به سوتی های جغرافی وتاریخش خندیده باشی...نمره های ریاضی شو دیده باشی(البته خدایی ریاضیش خوب بود خیلی بهتر از من بود)..با هم کلاس کنکور رفته باشید و طرف به ارمنی حرف زدن چندتا دانش اموز گفته باشه انگلیسی وشما از خنده رو زمین غلت زده باشید...یا وقتی داشتید از وسط زمین رد می شدید با راکت تنیس کوبیده باشه تو صورتتون و صورتتون پر از خون شده باشه..بیسکویت شیرین وشور خورده باشه...وقتی دیگه همکلاسی نبودین با هم نامه نگاری کرده باشین...باهاش مچ انداخته باشین وهیچ وقت نتونسته باشین مچشو بخوابونین...البته این امتیاز مثبتشه از یک جهت واز یک جهت دیگه امتیاز منفیه ..مثبته چون یعنی زورش خوبه...دیدین بعضی وقتها چه زوری میزنن این دندونپزشکا؟!...ومنفیه چون اگه لازم شد نمی تونم از دستش فرار کنم..:(.

بدونین کارتن محبوب نداره!!.....و..و...و.....خیلی چیزای دیگه..خب وبا همه ی اینا سخته بری بشینی زیر دستش...

البته من همه ی امیدم به کتاب جلد کردناشه..خیلی صاف وتمیز ومرتب کتاباشو جلد میکرد...خودشم جلد می کرد ..

برای همینم که شده میرم پیشش..اون دفعه هم که رفتم فقط تصویر کتاب علوم سوم راهنمایی با برچسب اسمش را جلوی چشمم نگه داشتم و رفتم....

اگه شما هم کتاب جلد کردنش را میدید قبول میکردید، نمی تونه دندونپزشک بدی شده باشه...یک کمی نسبت به اون موقع ها لوس واواخواهر شده اما مطمئنم هنوز یه کتاب بهش بدن صاف وتر وتمیز جلد میکنه.....متفکر

 

 

**تذکر نوشت:خدا بدادم برسه اگر اون بخواد درباره ی من ودرسها ونمره ها و سوتی هام بنویسه..نیشخند

/ 6 نظر / 16 بازدید
ستاره

[نیشخند] انقده دلم میخواست این متن رو بخونه! مطمئنم یه بار دیگه با راکت تنیس میاد تو صورتت![شوخی][زبان]

ستاره

این دندون عقل های احمق به جز دردسر هیچی ندارند! من دو تا داشتم، قکم پیاده شد تا کشیدمشون! البته تا وقتی که یخ بزاری روش اصلا درد نداره! یک هفته هم بیشتر طول نمیکشه![فرشته][گاوچران]

ستاره

چقدر خوبه آدم از این دوست ها داشته باشه[پلک][رویا]

ستاره

نگران حواس پرت بودنت هم نباش! خصوصیت برجسته ی جوونا حواس پرتیشونه! این یعنی هنوز جوونی ![پلک][گل]

ستاره

میگن که: هیچ چیز گم نمیشود،مگر آن که مادرت نتواند آن را پیدا کند![نیشخند]

ستاره

وبلاگت رو دوست دارم...این که تند تند مینویسی و تند تند جواب کامنت ها رو مینویسی رو از همه بیشتر دوست دارم[پلک][گل][گل][گل]