بازگشت گودزیلا

به نام خدا

سلااااام...من دوباره اومدمنیشخند....

اومدم تا اگه حرارت زد بالا و تب عارض شد با اجازه تون مخم رو اینجا پاشویه کنم باحرفاوه...

از همه دوستان گلی که تو این مدت منو فراموش نکردن ممنونمقلب...آقای ایزدخواه...آقای امیدواری و البته آقای مقدم که جان عمه شان خیلی جویای حال من بودن!!دروغگو...از ماری عزیزم هم ممنونم که اگه تهدید و کولی بازی او نبود من حالا حالاها....بگذریم...ممنون از همه شمابغل.......

راستی اینبار کمی ناشناس عمل کردم گفتم شاید بیشتر فاز میده!!یا راحت تر بتونم درددل کنم!!!....خلاصه مینو هستم(ایکاش خودم بودمناراحت)از آشنایی با شما خوشوقتم...بای بای

/ 3 نظر / 4 بازدید
ارام

سلام خانومی منم ارام هستم[خجالت].کار خوب شما میکنی که میای ناشناس بنویسی نمیدونم شاید منم یه روز یه وب دیگه ساختم و ناشناس نوشتم بقول شما فاز میده و راحتتر میشه نوشت درد دل کرد. از اشنائی باهات خوشحالم و منتظر "تب بالا" یعنی دستنوشته های زیبات هستم مطلب مشاور خوندم منتها یه خورده هنگ کردم امشب دیگه فکر کنم وقت خوابه مخم رفته استراحت و ای کیو تعطیل شده[زبان] دوباره برمیگردم و امیدوارم رد پائی ازت داشته باشم و دعوتت میکنم تا با دستنوشته هام و دیدگاهم اشنا بشی اگه خوشت اومد میتونیم همراه هم بمونیم فعلا[گل] شب اروم و فردائی زیبارو واست ارزومندم

گیدوراااااااااااا

وای ببخشید گودزیلا جونــــــــــــــم!!! از بس ذوقتو کرده بودم جا به جا comment گذاشتم. الانم فقط میخوام بگم اون comment مال این text. همیـــــــــــــــن...[گل][نیشخند]

چسب زخم

یه خورده راهنمایی کنید که بلکه عذاب وجدان بکشم