حسرت

اعلان

هرکس ملاقات نویسنده را طالب باشد تا دم دم های نهار مدرسه ی دارالفنون گرفتار محاکمه...بعد از نهار یعنی دو ساعت از آن طرف تا آفتاب زردی توی اداره ی صوراسرافیل...اول خیابان علائ الدوله روبه روی مهمانخانه مرکزی....امضا:((دخو))

خوش به حال کسانی که به دیدنش رفتند...و با او در یک هوا نفس کشیدند......

ما که حسرت بعضی آدمها تا ابد باید بماند روی دلمان...

خدایش بیامرزد.....

((به خاطر طولانی بودن پست قبلی معذرت!!خجالت...تب است دیگر یکهو دامن آدم را میگیرد.))

/ 5 نظر / 6 بازدید
محمد ایزدخواه

جالب بود .. به فکر افتادم دوست داشتم کیو ببینم و نتونستم ... هنوز نتیجه نداده

امید امیدواری

راستی راجع به دهخدا فیلمی تو ایران ساخته شده تا حالا؟[خرخون] زیاد تو خیال و وهم نباش . سعی کن شجاع باشی.[پلک]

mary

عزیزم همیشه نیمه ی خالی لیوان رو نگاه نکن..... درسته که خیلی از انسانهای بزرگ و قبل تحسین روزگار مثل علامه دهخدا امیر کبیر شمس تبریزی و ... رو ندیدی و اما تو باید خوشحال باشی که داری در عصری زندگی میکنی که من هستم و از همه مهمتر با من دوستی و نفس میکشی.....[نیشخند] آره گلکم...[گل][عینک]

ه.م

... نوشته بودم : مبتلا به پرگویی هستم . .................. راستش برای بنده مجازات کردن دیگران به خاطر اینکه اثرشان ضعیف است خیلی کار نگران کننده ای است . حتی اگر بخواهم خیلی ملایم هم به آنها بگویم که کارتان ضعیف است باز احتیاط دارم که نبادا طرف بیخود و بی جهت برنجد چون من فقط خواسته ام نظرم را بگویم ! البته شما قصد انداختن او در آتش را نداشتید و فقط ممکن بود نظرتان اندکی تند باشد . اما نظر باید سازنده باشد . وقتی می خواهیم چیزی را بسازیم واقعا باید هندسه سخن را رعایت کنیم . اگر سخن منتقدانه مان بخواهد صاحب اثر را برنجاند و او را به موضعگیری بیاندازد و یا او را خرد کند در او چیزی ساخته نخواهد شد . باز هم شکر که حافظ به داد همکار ناشی اش رسید و ببینید که خدا چه اندازه متوجه شما است که حافظ را سر راهتان می گذارد . باز هم شکر .

[گل]