ادامه دارد؟!

داستان از یک کفاشی شروع می شود....کفاشی که برعکس مغازه های معمول تعمیرات کفش وکیف کوچک نیست..یک نموره هم بزرگ است...بزرگ تر از آنچه باید باشد....توی کفاشی پر از کفش است...کیف ها هم توی ردیف هایی از سقف آویزان هستند والبته مقدارشان از کفش ها کمتر است...هر چه توی مغازه هست تعمیری است...کفش ها غالبا کهنه ویک لنگه هستند...

کفاش مرد مسنی است که پسرکی را به شاگردی دارد...پسرک چهارده پانزده ساله است پرانرژی است وصورت وچشم های جذابی دارد...روزی که سقف مغازه از کهنگی چند تکه گچ وخاک پرت می کند کفاش به این فکر می افتد که مغازه راتعمیر کند...کفش ها وکیف هایی که کسی دنبال شان نیامده را باید دور بریزند...کفاش از مشتری های بی فکری که وقت او راهدر داده اند گله مند است اصلا برای همین اول پول تعمیر کفش را می گیرد بعد کفش  قبول می کند وچند بار هم بخاطر اینکه شاگرد کفش تحویل گرفته اما پولش را نستانده حسابی شاکی شده وتنبیهش کرده...

کفاش یکی دو روزی به در مغازه اش اعلامیه می چسباند که هر کسی کفش آنجا دارد برای تحویل گرفتنش بیاید که قرار است بعلت تعمیرات وتغییرات اجناس مانده دور ریخته شود...

بالاخره

کفاش وشاگردش یک روز صبح زود کفش ها را توی گونی می ریزند تا به بازیافتی ها بدهند...همین موقع است که یک کفش عجیب و غریب میان کفش ها توجه پسرک را جلب میکند...

                                                                      ادامه دارد...

 

**هیچ دقت کردین من هر وقت پست ادامه دار میذارم دیگه بقیه اشو نمی نویسم...خنثی..باور کنید خودم هم از این اخلاقم بدم میاد..حالا انشالله که ایندفعه مثل دفعه های پیش نیست...نیشخند

**دختر عموم کلاس هفتمه(کلاس هفتم!!)بهش میگم اون کیف منو بیار...چهارچنگولی آویزونم شده میگه،بگو دوستت دارم تا بیارم...یعنی برای خودم متاسفم واقعا!!خنثی

/ 8 نظر / 14 بازدید
انار

[پلک]

انار

سلاملكم با زحمتهاي ما چه ميكنيد؟ امروز تولد خورشيد بود ..گفتم بريم خونه اش يه كم شلوغ كنيم هيشكي نيس كه [متفکر]

سى سى

مينو خدا رو شكر يكى و دارى بهش ميگى دوستت دارم يك كارى برات ميكنه، [شوخی] من به على ميگفتم دوست دارم ميخواست لجِ منو در بياره. ميگفت " ميدونم"!!!!! تو ببين آخه!!!!!!

انار

حالا كه فكرشو ميكنم ها ميبينم فراتر ازتصورم بودي[مغرور] تو هپروت بودم اون روز..معلوم بود [نیشخند]

انار

نه مينو..جدي ميگم .از صميم قلبم..تعارف كه باهات ندارم [زبان] خيلي خانمي..خوشحالم از داشتنت[قلب]

سى سى

شما احياناً به ليستِ لينك هاى من سر زدين بعد از اقدامِ انتحاريت در وبِ هيلما؟[شوخی][ماچ]

خورشید

یعنی کفشش جادویی بوده ؟

فاطمه

اینو ادامه بده خیلی جذاب بووووووووووووودا[قلب] میگما بگو دوستت دارررررررررررم[نیشخند]