به من سر بزن....

بعضی وبلاگها را وقتی میخونی با یک حس مشترک از یه درد مشترک تسکین پیدا میکنی که نه بابا این غم و رنج فقط برای من ساخته نشده دیگرانی هم هستناوه....

گاهی بعضی مطلبها خوشحالت میکنه ته دلت، با خودت میگی:چه خوب که حالم از خیلیا خیلی بهتره...بابا خوشبخت.هورا

اما یه حالت دیگه هم هستافسوس واونم اینه که همه چیز به طرز مسخره ای عمومیه!!آخ

((مثلا)) فکر میکنی خیلی منحصر به فردی،چون فقط تو هستی توی دنیا که دوست داره یه چیزی بذاره زیر تختش فردا بره ببینه نیست!!...خیال باطل

تا اینکه اتفاقی توی یه وبلاگ میخونی یه بنده خدایی خیلی قشنگ وشکیل نوشته و توضیح داده که آره..همیشه آرزو داشته یه چیزی بذاره زیر تختش فرداش ببینه نیست!!ناراحتبعد تازه توی کامنتها یا توی لینکدونی طرف یه چیز جالب میبینی،وبلاگ (طرفداران آرزوی یه چیزی بذارم زیر تختم فرداش ببینم نیست!!!)اونم با یه عالمه عضو!!...کلافه

حس خوبی نیست...باور کنید...درست مثل اینکه پاتو گذاشته باشی رو یه قالب صابون!!...بازنده

/ 17 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ایزدخواه

حالا این نگرانی بخاطر چیه ؟ که چرا یک مطلب به این سادگی چرا اینقدر طرفدار داره؟ یا چیز دیگه ای؟

ایزدخواه

گاهی بعضی مطلبها خوشحالت میکنه ته دلت،,.. این هیجده نداره چند داره ؟

محمدرضا

سلام.کلا با خوندن وبلاگهای دیگران .اینطوریا میشی . اینطوری : [نیشخند][تعجب][گریه][خنده][خواب][زبان][چشمک][عصبانی]

سایه قرمز

سلام ... اینها را قبول دارم ولی یه چیزیم هست و اونم اینکه خیلی ها میخوان او چیزی که نیستن باشن و نشون بدن در حالی که اگه خودشون باشن ... کلا خیلی خوب میشه دیگه میخوام خیلی ننویسم برطبق حرفم برای همین والسلام !!!؟؟؟ [نیشخند] موفق باشی دوست خوب مجازی یا حق

امید امیدواری

سلام [لبخند] راست میگی این چیزا هست تو وبلاگ ها کاریشم نمیشه کرد[نگران] نوشته های قبلیت رو هم خوندم .خیلی خوب بود لذت بردم.[دست] راستی یادم رفت بگم: آخه بلند میشدی میرفتی یه دونه نوشابه و پفک واسه مریم تو سینما میگرفتی اخه چی میشد؟[گریه] [گل]

mary

آی گفتی.... اتفاقا خیلی وقت بود دلم میخواست شب یه چیزی بذارم زیر تختم، صبح که بیدار میشم ببینم نیست[نیشخند] اما الان دلم هوس نوشابه و پفک کرده، زود باش.........[پلک][نیشخند]