رویای گلخانه

هوا که سرد می شود..هوس میکنم بروم توی گلخانه کار کنم..بروم کارگر یک گلخانه ی بزرگ و قشنگ بشوم...اما دلم نمیخواهد مسولیتی داشته باشم..میخواهم فقط یک کارگر ساده باشم....وقتی دوازده سیزده سالم بود و برای اولین بار رفتم توی یک گلخانه ی بزرگ واقعی به سرم افتاد....خیلی وقت است که این هوس با من است..وقتی هوا سرد می شود..بخصوص هوای اصفهان که سردی وخشکی را با هم دارد این هوس مثل گل های ریز گلدان محبوبه ی شب در من جوانه می زند...

دلم میخواهد توی گلخانه بودم....توی آن عطر وفضا صبح تا شب می چرخیدم..دلم میخواهد فقط یک کارگر معمولی بودم..نه به حساب وکتاب کاری داشتم نه به دخل نه به فروش ونه به امار گل وگیاه های مرده وزنده...فقط توی گلخانه بودم....هوای دم کرده ومرطوب وشرجی گلخانه را نفس میکشیدم...گلها را نگاه میکردم ..بو می کردم.....جارو میکردم گلخانه را..برای مهندس چایی می ریختم...هرکاری می گفتند برای گلها  بکن می کردم...از مشتری ها انعام می گرفتم...فرغون را اینطرف آنطرف می بردم...چکمه می پوشیدم..شیشه ها را دستمال می کشیدم...گلدان های خالی را جا به جا میک ردم...لابه لای کرت ها می نشستم وچای داغ وپولکی میخوردم...صدایم که می کردند از بین گلها سرک می کشیدم ومی گفتم:هان؟..  گوشه می نشستم وزل میزدم به دیفن باخیای غول پیکر و لقمه لقمه نخودآب با ترشی می خوردم... دلم میخواهد توی گلخانه بودم واز گل وگلداری چیزی نمی دانستم وهر کسی هم ازم چیزی می پرسید می گفتم چم دونم..یا شانه بالا می انداختم یا زل زل نگاهش میکردم وبعد هم سرم را می انداختم پایین ومی رفتم...

و بالاخره

وقتی گلها خراب می شد وگلخانه خسارت می دید ومی خواستند درش را تخته کنند من غمی نداشتم...جل وپلاسم را جمع می کردم..می رفتم دم در گلخانه بعدی..سلام می کردم ومی پرسیدم..ببخشید شما یک کارگر خیلی خیلی ساده نمی خواهید؟!!

 

***قبول دارم ایشون برای کارگر گلخانه بودن کمی زیادی خوشحال است و به خودش رسیده..من حتما کمتر به خودم می رسیدم ودر ضمن نیشمم می بستم..!.

/ 6 نظر / 28 بازدید
ستاره

میترسم پسر مهندس عاشقت بشود![ابرو][پلک]

انار

ياد اون دختره ندا بود ؟توي شبكه اسمشو نيار..هر بار يه كاري ميكرد چرا كه نه ؟ خيلي هم خوب..منم ميام ..دو تا كارگر ساده . ولي من تحمل خراب شدن گلها و گياهان رو ندارم ..اصن يكي از دغدغه هام اينه كه اگه مردم تكليف دخترم و تكليف گلدونام چي ميشه[رویا]

انار

فكر ميكنم من و تو بود.اسم شبكه .ندا بود .هر بار ميرفت مثلا يك شغلي رو امتحان ميكرد ..بعدشم ميگفت كاري نداره!شما هم بخواين مينونين اين كاره بشين ! .. ممنونم عزيزم .انشاا..خدا عمري به شما بده .گاهي توي هزارلاي زندگيمون بايد به همچين چيزايي هم بينديشيم خب[زبان] باشه چشم ديگه از اين حرفا نميزنم[خجالت] .. خوش به حالت .تو دختر قوي اي هستي.احساس و منطقت در كنار هم حركت ميكنند. ما جون زيادي داريم خواهر..[زبان]غصه همه چيو بايد بخوريم حتما.

انار

ما هم نداريم .خونه فك و فاميل كه ميريم توفيق اجباري ميشه ميبينيم[چشمک] ممنونم.خدا شما را هم براي ما حفظ كند[قلب] .. الهي آمين

khoorshid

golkhone chon bil zadan nadare dosesh dari