روزهای عاشقی!!....

اگر دیدی قبلا کسی توی وبلاگش راجع به ریاست جمهوری گینه بی صاحب!! نظر میداده ولی الان..............

اگر دیدی کسی از هفت هشت ماه پیش راجع به انتخابات حرف میزده ولی الان...............

اگر دیدی کسی تو این شرایط توی وبلاگش فقط آه میکشد و گل وبلبل یاد میکند وقبلا اینطور نبوده..............

اگر دیدی.....

باور کن نه نیاز به هوش آنچنانی هست نه علم غیب دانی،معلوم است طفلک بیچاره عاشق شده...

امیدوارم معشوقش حواسش باشد به روزهایی که او هست،چون روزها میایند ومیروند و او دیگر آنچنان که باید نیست....

اینروزها هیچ که نداشته باشد این را دارد که بفهمی فلانی چقدر گرفتارت است...

****البته ببخشید روم به دیوار،شرمنده،گلاب به روتون،خیلی خیلی ببخشید،روم همونطور به دیوار.... فضولی نباشه یه وقت!!...نیشخند

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضا

مگه شما این شبیه سنگ کلیه رو تجربه کردین ؟[نیشخند]

امید امیدواری

سلام[گاوچران] (از سیاست بدم میاد ولی از سیاست عکس گرفتن رو دوست دارم.) پرفسور امید[خرخون] راستی چرا این دوستت mary دیگه مطلب نمی نویسه؟[چشمک]

امید امیدواری

خیلی سریع بدو بیا بروزم .... وسط راه یه شیشه آبم تو یخچال بیار بدووو ببینم .. [منتظر] (حال کردی دعوت از دوست وبلاگی)

محمد ایزدخواه

من متوجه نمیشم منظورت از این حرفا چی بود چرا بی منطقم ؟ من که بعد از پست الهی ان ده که ان به ....نظری ندادم و خودم هم پستی نذاشتم که اینجوری درباره من قضاوت کنی ... باز زود تصمیم گرفتی ...زود باش بگو ببینم چطوری به این نتیجه رسیدی ؟

پرستار کوچولو سالی

از دست تو سلام عزیزکم. خوبی؟ جالب نوشته بودی حسش کردما. یه جوری شدم. به قول تو روم به دیوار [لبخند][نیشخند] کوچولوی من خوبی. شرمنده دیر میاما. سخته واسم نظر دادن. اما خوب بیام همه رو میخونما. قول قول. کوچولوها[چشمک]

mary

خداوندا، به آنانی که از دوستان دیگران، در مود دیگران سوال میکنند بیاموز که دیگران خود وبلاگی باشکوه دارند که هرچند دیرگاهی است در آن اظهار فضلی ننگاشته اند لیکن جان نیز به جان آفرین تسلیم ننموده اند و به کسانی نیز که به سوال دیگران در خصوص دیگرانی، دیگر پاسخ می دهند وچنان بی قید، پرده ی حیا میدرند و اظهار نظر غیر اصولی میکنند بیاموز که دیگران خود زبان پاسخگویی به سوالات در مورد خود را دارند... اااااه ه ه ه خفه شدم چقدر سخت بود اینجوری حرف زدن.... خوب شد من مناظره و سخنرانی و اینجور چیزها ندارم...[نیشخند] راستی فردام باید برم شرکت[گریه][ناراحت]

ه.م

چون گمون کردم دارید درباره یه آدم مشخص حرف می زنید این سوال مشخص رو پرسیدم. ضمن اینکه خواستم بگم متوجه شدم که دارید درباره یک نفر مشخص ( که نمی دونم کیه ) حرف می زنید . البته خیلی هم توقع جواب مشخص نداشتم.

mary

[ماچ]