ورزش

دوباره دارم میرم ورزش البته نه والیبال...میرم بدنسازی...ایروبیک...اصلا باهاش حال نمی کنم...مثل گیر کردن توی یک اتاقه با صدای دنس دنس وهر دفعه هم مربی جیغ میکشه یوهووووو یا احسنت..باریکلا واز این چیزا......نسبت به والیبال به شدت در این ورزش احساس تنهایی به ادم ...(خودم منظورمه اگر ادم حسابم کنید بی زحمتنیشخند )... دست میده...یا تو اینه داری به مربی نگاه می کنی یا به خودت..خولاصه خیلی بیخوده من که دوست ندارم..زنداداشم خیلی دوست داره...همراهم میاد..هی رومخم راه میره که این خیلی خوبه همونی که من میخواستم...دفعه ی اولشم هست میاد ایروبیک اما با من اومده پیشرفته ثبت نام کرده..(بمب اعتماد بنفسه بچه مون...منم که خیلی سال بود نرفته بودم ایروبیک...پت ومتی هستیم در سالن دیدنی..بدن درد وکوفتگی هم که توی این دو جلسه اول حسابی خدمتم رسیده..ای عاقا اصلا این یک ورزش مادره خودش که ورزش نیست....درضمن از اون ورزش هایی هست که اگر رژیم نداشته باشی چاق می کنه...یعنی استرس چاق شدن هم به همه ی بیخود بودنش اضافه بشه لطفا...

در کل این ورزش  به جای راحت روح وروان شده سوهان اعصاب...

 

**

یک چیز عجیب ..چقدر اینترنت پر شده از بچه های متولدین هفتاد..واقعا احساس پیری کردم...من اصلا دهه هفتادی ها را ...بگذریم حالا....جالب اینکه جایی نوشته بود دهه هفتادی یعنی فلان وبهمان...یعنی قصه های مجید!!....اومدم کامنت بذارم یه چیزی بهش بگم...اما بعد فکر کردم ولش کن بی خیال همین که ننوشته دهه هفتاد یعنی دایجون ناپلئون جای شکر داره...

/ 1 نظر / 7 بازدید
خورشید

من همیشه تو این عمرم چندین ساله ام ورزش های انفرادی رو رفتم و همیشه هم علاقه داشتم به ورزش های گروهی . دیگه گروهی ترین ورزشی که انجام دادم همین پینگ پنگ بوده [ابله] البته تموم مدت من داشتم دنبال توپ پینگ پنگ میگشتم خب حالا تو ورزش گروهی استعداد ندارم علاقه که دارم [پلک]