بعد بارون

فکر نمی کنم  اولین بار اخرین بارم هم بوده باشد...یادم نیست چند بار بعد از آن روز ظهر  دیده مش....شاید یکی دوبار دیگر..شاید هم سه بار...شاید هم ان روز  اولین و اخرین بارم بوده....این از آن چیزهایی است که ذهن آدم را پر میکند یا شاید پر می کنند از تصویر وخاطره اش...بسکه لطیف وجذاب وخیال انگیز است...

ذهن آدم ها پر است از تصویرش بدون اینکه واقعا دیده باشندش...فقط درباره اش خوانده اند یا شنیده اند یا توی کارتون ها همراه شخصیت ها خیلپردازی ها باهاش کرده اند... بدون اینکه اصلا دیده باشندش..برای همین من هم نمی دانم جز آن یکبار بار دیگری هم دیده امش یا نه!...

ظهر بود...افتاب توی آسمان بود...یادم نیست چند سالم بود...شایدهشت یا نه سال....یادم هست مادرم صدایم کرد..گفت بدو بدو بیا..توی حیاط بود من هم رفتم کنارش..توی همین اصفهان بودیم..توی همین شهر...شاید فقط چند کیلومتر با اینجایی که الان هستم ودارم اینها راتایپ میکنم فاصله داشتیم...مادرم گفت نگاه کن...رنگین کمان ..ومن نگاه کردم...چیزی ندیدم....مادر فهمید که من هنوز ندیدمش دست انداخت زیر بغلم وبلندم کرد...فک کنم سنگین بودم.. زودی گذاشتم زمین..

 دیدمش...نمی دانم چقدرش مربوط به بلند شدن قدم بود شایدهم اصلا ربطی نداشت من فقط توی اسمان نگاه کردم وپیدایش کردم... به هر حال دیدمش....

هفت تا نبود..سه تا بود...سه تا ..... مایه ی تعجبم شده بود که پس چهارتا رنگ دیگه کو؟!!!در واقع خورد توی ذوقم.....تازه همین سه رنگ هم  محو وبی رنگ بوذ  ولی به هر حال بود.....رنگین کمان توی آسمان بود...قشنگ بود...

....

امروز که باران تندی زد وبعد هم آفتاب گرمی شد...یاد آن روز توی حیاط افتادم....رفتم توی بالکن ونگاه کردم....افتاب بود واسمان و.......کلاغ هاوکلاغ ها وکلاغ ها....

همین..

 

 

 

 

 

این عکس ها از توی بالکن اتاقم گرفتم (ویرایش دارند)...گفتم شایدفردا لازم شد...اگر خواستم تعریف کنم که  آن روزها باران تند که میزد وافتاب توی آسمان می آمد دسته دسته کلاغ توی اسمان پر می زدند وهمین یکی  دوتا که نبود و من خودم از بالکن اتاقم بعد باران دیدمشان...سند داشته باشم...بکوبم رو میز بگم فرما:))

/ 9 نظر / 43 بازدید
amo mehdi

هم مطلبت قشنگ بود هم عکساتون اگه واقعا خودتون گرفتید ک خیلی باحالن

فاطمه

وااااااااااااای مینو چقدر عکسا هترمندانه گرفته شدن . باریک الله دختر[ماچ]

خورشيد

تا حالا دقت نكرده بودم كه ٧ تا نيس . هميشه رنگين كمون من و انقدر به ذوق مياره كه ديگه چن تا بودنش و نفهميده بودم

rira

Pas chi Malome k aban mahe khobieeee Ishalaaaa har rozet por az eshgho shadi bashee azizam

مهدی

یادش بخیر بچه که بودیم هی بهمون میگفتند اگه دقت کنید میتونید توی رنگین کمون هر هفتا رنگو ببینید واقعا اسکولمون کرده بودند یا نه رو نمیدونم ولی من که بیشتر از سه تا شو یادم نیست دیده باشم گذشته از رنگین کمون عکساتون محشره( حالا با ویرایش یا بی ویرایش ) دیدید که من بی مورد از کسی تعریف نمیکنم ایول کلاغا

انار

[قهقهه]این جوابت به خورشید منو کشت

انار

عکسها خیلی قشنگن..ولی دلی آدمه هزار تیکه میکنن..رنگ غروب همیشه برام غمناکس

انار

دس خودمون نیس..روحیه لطیفه ..باور کن[زبان]