حرف سخت..

حرفهای خیلی جالبی در مورد نوشتن میزند...ازش خواستم یکی از نوشته هایش را بدهد تا بخوانم...

پوزخند زد وگفت:من چیزی نمی نویسم....

تعجب کردم وهزارتا فکر از سرم گذشت...

سری تکان داد وگفت:این حرفها گفتنش راحت است!!...

مودبانه لبخند زدم که: بله... و یکسری چرت وپرت تحویلش دادم،راستش خودم را به نفهمی زدم....چون اگر واقعا بفهمم باید.....

ودیگر هیچ!!..

/ 0 نظر / 7 بازدید