همگی سلام..

سلام به همه دوستان عزیزم...من برگشتم با دلی آکنده از مهر و صفا ودوستی وصمیمیت وخلاصه از این حرفها برگشتم.. بغل

بله،سفر بودم ،که به امید خدا به خوبی وخوشی رفتم وبرگشتم جای شماها هم خیلی خالی بود یعنی هر چی نگاه میکردم یه عالمه جای خالی بود که یحتمل جای شماها بود...متفکر

سفر چیز خوبیه...اما بعضیها به خاطر مسولیتهایی که دارن زیاد نمیتونن سفر کنن،مثلا خود من یه ذره غافل شدم تهران زلزله شد،حمله تروریستی کردن،دادشم با ماشینش تصادف کرد،دزد رفت خونه دختر عمه ام وطلاها وسکه هایی که مثل اسکروچ جمع کرده بود را دزدید،پسر عمه ام تو خیابون رفته دونفر دیگه را که داشتن دعوا میکردن جدا کنه با مشت زدن تو صورتش فکش شکسته،مادربزرگم حرص خورده،قطار کرمان از ریل خارج شده،تو مجلس معلوم نیست دارن چیکار میکنن،هموطنان عزیز تهرانی هنوز تو توهمند...خلاصه من اصلا نمیتونم یه دقه نباشم...اوه

اما خب خدا رو شکر شما دوستان عزیز عین خیالتون نبوده وککتون هم نگزیده که این مینو کجاست و...منتظر

بگذریم با مامان وبابام رفته بودم مشهد،جدا جاتون خالی،روح تازه کردیم ونفس مسیحایی استنشاق کردیم و حظ وافر بردیم و... انشالله قسمتتون بشه...فرشته

راجع به سفر گفتنی زیاده،اما نمیدونم از کجا وچطور بگم...به مرور کم کم براتون یه چیزایی رو تعریف میکنم...فعلا مهم اینه که من برگشتم...هورا

/ 14 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد ایزدخواه

میگم چه حالی میده دوتا وبلاگ مینویسی با دو اسم و با دو شخصیت متفاوت...کدومشون را خودت بدونیم...مینو یا مریم درست میگم یا نه اخه ادرستون یکیه

امید امیدواری

سلام زیارت قبول... چند روز غیبت داشتی عباس کیارستمی و خلیل آقا و... نفس راحتی می کشیدند حالا که تشریف آوردین دوباره روزی 50 بار اینا رو میخواید به چالش بکشید خدا به دادشون برسه... تشریف بیارید با ماشین مسابقه ی ها به روزم [گل]

محمد ایزدخواه

ممنون که بخودت زحمت دادی و این همه توضییح درباره خودت و دوستت دادی و این نظر لطف شما را میرسونه....[گل] احتمالا همون طور که میگی زیادی از شما تاثیر میگیره چون وقتی شما نبودی او هم نبود و در ضمن هم وقتی گفت احترام بزرگترها واجبه یاد حرف شما افتادم و شک برانگیز بود[چشمک]...ولی خواهشا اینقدر بمن نگو بزرگتر تشریف دارین همه موهامو داری سفید میکنی یکم هم غر بزنی بد نیست عادت کرده بودم به ایراد گرفتنت[نیشخند][قهقهه]بهر حال از حوصله ای که کردی ممنون...امیدوارم ما را هم از دعای خیرت تو حرم فراموش نکرده باشی[گل]

محمدرضا

سلللاااااااااام حال شما! شما اومدین مشهد پس! خبر می دادین کبوتری و مرغی جلو پاتون می کشتیم! ولی من به یادتون بودم و گفتم که شما کجایید! خوب شد که اومدین و امیدوارم شهر ما بهتون خوش گذشته باشه! بدررررررررود! [اضطراب]

محمدرضا

راستی خلیل آقا رو هم با خودتون بردید!! فکر کنم الان خلیل آقا 2 سه تا بچه هم از زن جدیدش داره! کجایی پس؟؟؟ [نیشخند]

ترانه

زیارت قبول خانمی[ماچ] این از اون ماچ ابدار ها بودها[نیشخند]

ترانه

خوش به حالت چقدر مهمی تو[چشمک] ما که بود و نبودمون یه سر سوزن فرقی نداره هیچ جا[ناراحت] من میگم گفتنی های سفرو از کجا شروع کن...خلیل آقا[نیشخند]

محمدرضا

یهو حس وطن پرستیم پیداش شد! گفتم خلیل آقا! خلیل آقا رو ول کنیم بریم شراجومونگ؟ [نیشخند] نکنه خودتمو جومونگی دوس داری؟؟[ابرو]