فصل این مربا

می روم...به زودی..به همین زودی ها....همین الان شاید...همین امروز حتی....مربا روی اجاق گذاشته ام..مربای به...مربا که خیلی دوست داری...غافل بشوم سوخته...باید میرفتم..همان همان بهار گذشته...ماندم برای آمدن به...برای پختن مربای به....برای تو که دوست داری...می گفتی توی این دنیا تو را دوست دارم با مربای به....یادت هست؟مربا را که درست کردم می روم... باید چمدانم را ببندم ...می ترسم مربا بسوزد وگرنه باید تا حالا چمدان را بسته  و رفته بودم...باید بروم...

می روم...می روم به جایی که دیگر هرگز دستت به دلم نرسد...دور دور...مربا را چه کنم..مربای به..همان که خیلی دوست داری...باید همه ی حواسم بهش باشد...فقط من میدانم تو چطور مربای بهی دوست داری...وقتی درست شد..همانطور که باید بشود...شد

می روم..باید بروم به زودی...حتی همین امروزمرباها که خنک شد وتوی شیشه ریختم ،می روم....چمدانم را می بندم و می روم به جای خیلی دوراینقدر دور که حتی خاطرتت به خاطره ام نرسد..مرباها را که توی شیشه ریختم شکوفه ی بهارنارنج را که رویش پرپر کردم...می روم..

آخخخخ

حالا که فصل شکوفه ها نیست....باید تا بهار صبر کنم....آنوقت...شکوفه ی بهارنارنج روی مربای به می ریزم برای تو...برای تو که دوست داری...وبعد چمدانم را می بندم ومی روم به جایی دور..

 

 بهار که شد...مرباها را که توی شیشه ریختم ورویش شکوفه پرپر کردم

درست بعد فصل شکوفه ها

می روم

چمدان در دست راهی می شوم

به جایی دور

خیلی خیلی دور

بعد فصل این مربا

/ 6 نظر / 17 بازدید
setare

من هم مربا ميخواممممم ....[زبان]

setare

بمان به حرمت روزهايي با بوي بهارنارنج و طعم شيرين به.....بمان...مربع بدون أو طعمي ندارد

مریمی

سلام مینو جون خوبی لایک داشت نوشتت آفرین[دست][قلب]

خورشید

منم عاشق مربای به هستم . عایا کسی هم هس یه گوشه دنیا برای من هم مربای به درست کنه و صبر کنه شک،فه بهار نارنج در بیاد برام بریزه روش و ......

شکوفه

چقد شکوفه گفتی [خنده] خوشمان آمد [نیشخند]

شکوفه

بدزدم؟؟؟ خودت گفتی یا واسه کیه؟؟؟ توو وبم بهم بگو