بزی که من باشم:دی

از خدا که پنهون نیست از شوما چه پنهون یه وبلاگ زدم دارم روزانه هامو در مورد یه موضوع بخصوص  می نویسم(فقط یه موضوع خاص)انوقت امشب نوشتم:

حال وحوصله ی نوشتن ندارم امروزم تموم شد دیگه:ا

یک عالمه روز هست که توش نوشتم چی بگم والا خب امروزم گذشت

یا

ناراحتم نوشتنم نمیاد

یا

یا حالشو ندارم بنویسم

یا

نوشتن امروز تکرار مکراراته..امروزم مثل دیروز بود دیگه..

یا

چی بگم والا

یا

خدایا که تو همه چیز میدونی

یا

امروز که فلان امین روز هست گذشت ورفت..

و از این چیزا....

خلاصه که روزانه نویسی هم کار هر کسی نیست....به قول شاعر کار هر بز نیست خرمن کوفتن

همین

متچکرم که توقع ندارین بیشتر توضیح بدم:ا

 

/ 7 نظر / 8 بازدید
M_Kh

وبلاگتون خیلی قشنگه خوشحال میشم سربزنی[گل]

setare

خب آدرس اون يكي رو به ما هم بده....خسيس نباش [نیشخند]

setare

كاملا درك ميكنم، باباي من هم هرشب ازم سوال ميكنه: امروز che كردي دختر؟ و من هرشب بهشmigam: درس خواندم.... و اون ميpرسه: che خبر؟ و من جواب ميدم سلامتي، شما che خبر؟ و اون جواب ميده: hichi بيشتر از يه ساله كه اين روند ادامه يافته....در حد تيم ملي از اين مكالمه خسته شدم، دلم ميخواد مثلا يه شب بهش جواب بدم، امروز يه pسري عاشقم شد و من رو عاشق خودش كرد و در صورتي كه نزاريد ازدواج كنيم خودمو ميكشم....[خنثی] ....البته بعدش خودش ميفهمه دروغ ميgم و كسي عاشقم نشده...

setare

[نیشخند] بابا اين عكسش خيلي باحال بود....خيلي نقلي ميباشد[قلب]....

setare

آقا we chat واسه ما جيز خاصي نداشت...واسه شوما داشت؟

rira

Alan iI akse khodete...? Yani asheeeegheeeetamaaaa

فاطمه

آدرس بده بینیم یالااااااااااااااااا[ابرو][متفکر][منتظر]