متفاوت بودن چیز بدی نیست،اگر چیز بدی توش باشه اول وبیشتر شامل حال خود آدم متفاوته میشه،برای دیگران بد که نیست اصولا خیلی هم خوبه،حداقل فایده ای که داره اینه که  سرگرم کننده است..مثلا فرض کنیم به نظر شما من آدم متفاوتی باشم (حداقل با توجه به محیط پیرامونتون نمونه کمیابی باشم)،خب من برای شما در درجه اول وآخر سرگرم کننده هستم یا ممکنه باعث بشم یه چیزای تازه به ذهنتون خطور کنه یا حتی ممکنه به خلاقیت شما کمک کنم وخلاصه در کل باعث تفریح شما بشم...واین بد نیست حداقل برای شما!!....حالا چرا اینا رو نوشتم ؟!!عرض می کنم.............


((چالش بین سبک و صورت ومحتوا وویژگی های زندگی روزمره طبقه متوسط شهری که خیابانها را پر کرده و خصوصیات و محتوای فرهنگ توده های فرودست که پوپولیسم وقدرت از آنان به عنوان عموم و عامه وتوده های بی نام ونشان تلقی ویژه ای دارد،همه جا جاری است.نشانه شناسی زندگی روزمره وشباهت وتمایز آن در دو فیلم کاملا جدا سر ومتفاوت،بیشتر از اینکه عجیب باشد،میتواند خود نشانه ای دال بریک سونیت تلقی شود....))اینهاجمله های آغازین یک نقد سینمایی است،نقد اقای میراحسان که من همیشه هرجامطلب کوتاهی از ایشون ببینم میخونم ،چون ایشون به شدت تمایل به متفاوت بودن دارن واصلا سبک نوشتاری ایشون یکجوریی هست که آدم خنده اش میگیره!!!منظورم این نیست که نوشته هاشون خدایی نکرده بد یا مسخره است نه اصلا...اما از بس متفاوت ویکجوریه آدم خنده اش میگیره...و اینبار ایشون شاهکار کرده بودن،راستش به عنوان یه خواننده معمولی من هیچی از این چند خط نفهمیدم ،فکر کردم ایراد از تمرکز و حواسپرتی منه،دوباره از اول خوندم،باز هم نفهمیدم،تمرکز کردم ودوباره خوندم باز هم ملتفت نشدم...بی خیال این چند خط، ادامه دادم...مجبور شدم مطلب به اون طولانی رو با حواس جمع کامل بخونم تا بفهمم آقای میر احسان اینبار چی میخواسته بگه...اول بگم آقای میر احسان هم یک اصل مهم رو در کارشون برای متفاوت بودن رعایت میکنن،مثلا اگه همه یه فیلمی رو بگن خوبه ایشون میگن بده یا اگه همه بگن بده ایشون میگن :نه، خوب بود...مثلا اخراجیها از طرف منتقدین یکجورایی بایکوت شد(چرا؟اگه ریشه یابی کنی میرسی به اینکه مثلا چرا ده نمکی مقدسه یا چرا اون قضایا رو سرآدم برفی پیاده کرده(حالا خوبه همه فیلم رو دیدن وفیلم جایگاهش رو هم پیدا کرد،حتی شاید اگه اون قضایا اتفاق نمیافتاد فیلم به اندازه الان  محبوب و معروف وپربیننده نمیشد)،به هرحال متاسفانه اینقدر درایت ندارن که واقع بینانه و مستقل به مسائل نگاه کنند)اما آقای میراحسان تو نقدهای مختلف به اخراجی ها  میپرداختند ،البته با رعایت حال دوستانشان و فاصله گذاری مناسب از عوام فرودستی که فیلم رو دوست داشتند، بگذریم...با هر جون کندنی بود بالاخره فهمیدم از نظر ایشون درباره الی تجربه تازه ومتفاوتی نبوده،همچین تحفه هم نبوده...در ضمن آقای میر احسان به همکارای خودشونم رحم نمیکنند وهمه را به لحاظ تیزبینی وفهمیدگی یه چند پله پایین تر از مطالبشون میدونن،مثلا اگه کسی به نوشته یا به خودشون ایراد بگیره یارو رو تو نقد بعدی مینوازند!!که البته منم همین چیزا رو تو نقدهاشون دوست داشتم که میخوندم،اما اینبار،اینبار توی متنش زیادی من من بود،بیشتر از همیشه از این شاخه به اون شاخه پریده بود،جوری که تمرکز رو سخت میکرد(آخه اگه هرکس برای خوندن نقد دوتا فیلم بخواد اینقدر حواسشو جمع کنه که نمیشه!!...)وخلاصه خیلی حرفهای دیگر،اما اینبار آقای میراحسان زده بود توی فاز سیاست ونوشته اش اینقدر رنگ وبوی سیاسی داشت که اغلب جاها به کلی از نقد فیلم فاصله میگرفت،من نمیدونم توی این حرفه چی درسته چی غلط،اما به نظرم قشنگ نباشه آدم توی نقدش دوخروار من من کنه،هفت کیلو مطالبه داشته باشه،با سی وپنج کیلو گوشه کنایه ،در ضمن خودش رو هم جامع شناس بدونه هم اقتصاددان هم همه کاره...من همیشه فکر میکردم دنیای هنرمندان باید از همه دنیاها بزرگتر باشد وهست،اما حالا فکر میکنم هنرمندان بخصوص سینماگران کشور ما توی توهم زندگی میکنند،توهم اینکه دنیای ذهنی بزرگی دارند،مثلاچطور کسی مثل آقای میراحسان فیلم اخراجیها رو به دلیل تشابه طبقه وزندگی اجتماعی مردمی خاص با شخصیتهای فیلم متعلق به فرودست جامعه بدونه ودرباره الی رو متعلق به فرادست؟؟!!(اگه در مورد هر فیلم بخوایم یه جمله بگیم به نظر من درباره الی میشه خاطره تلخ چندتا دوست واین صحنه که هر وقت حرف فیلم درباره الی میشه تو ذهنم میاد((دم همه بچه های دانشکده حقوق گرم))اما اخراجی ها رو نمیتونم تو یه جمله چیزی درباره اش بگم...)این حرف حتی اگر برای دلجویی دوستان وهمکاران هم گفته بشه فقط بازتاب دنیای کوچک ذهن نویسنده است والبته اینکه جامعه اش رو نمیشناسه!!...

دوست داشتن ونداشتن فیلمها سلیقه ایه وشاید اصلا نقد کردن نقد کسی دیگر کار درستی نباشه،ولی راستش من نقد اینبار آقای میراحسان رو نقد ندیدم،بلکه اون صفحه ها رو مجالی برای حرفهای دیگه دیدم....وگرنه توی همان نشریه نقدی بود برای یک فیلم خارجی به اسم فرشتگان وشیاطین که نه تنها نقد شده بود با کتابی که این فیلم ازش اقتباس شده بود مقایسه هم شده بود،فیلم راجع به زیر لایه های مسائل سیاسی ومذهبی غرب بود، نوشته آقای مستغاثی،اما خدایش فهمیدنش خیلی راحت و دلچسب بود حتی اونجایی رو که سخت بود حذف میکردی باز با کمک نویسنده مطلب رو میگرفتی چون آقای مستغاثی فقط نقد میکرد،فقط نقد....

از سلیقه گفتم:مثلا خیلی دوست دارم مفصل با یکی از این شیفتگان هامون صحبت کنم ببینم دلیل غش وضعفشون(جز بازی خوب مرحوم شکیبایی)برای این فیلم چیه؟...البته من از این فیلم بدم نمیاد اما ضعف هم براش نمیکنم...یا مثلا میخوام بدونم به فیلم چه کسی امیر راکشت چرا اینقدر بی مهری شد...اگه این شخصیتها به جای دوربین به هم همون حرفها رو میزدند اونوقت (درباره امیر )شکل میگرفت؟!،یعنی قدرت تمیز منتقدین ما اینقدر ضعیف کار میکنه؟!!که دو فیلم با اینهمه تشابه رو اونطور سیاه وسفید باهاشون رفتار میکنند!!.....


برچسب‌ها:
+ ۱۳۸۸/٦/٧ ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ مینو نظرات ()