اولا:راستش برای خودم هم عجیب بود!!چرا باید عذاب وجدان بگیرم...مگه چی گفته بودم...شماها هم که اصلا این جناب سرهنگ مارو نمیشناختین..پس چرا؟!

بهش فکر کردم،یاد یه روز دیگه افتادم،یه روزه دیگه مثل اونروز که اون مطلب رو نوشتم،یه باره دیگه راجع به یه آدم دیگه اظهار نظری کرده بودم که بعدش عذاب وجدان گرفته بودم...

وقتی همه چیز رو خوب کنار هم بچینی وجه مشترک اتفاقهای مختلف که احساسهای یکجور درست میکنند رو پیدا میکنی و اون تو این مورد خاص این بود که:نظرات من منصفانه نیست،حتی اگه درست هم باشه زیادی بیرحمانه است...متاسفانه!!...

بله باید اضافه کنم به مفید ومختصر واجتماعی و....این منصفانه نوشتن،منصفانه فکر کردن و منصفانه حرف زدن را...

البته شما که منو میشناسید!!مثلا قبلا هم تصمیم گرفته بودم بهتون سلام کنم!!خجالت

دوما:صدقه بدید..هر روز،یه چیز خیلی کم ،اما صدقه بدید،روزهای پرخطری است..برای سلامتی امام زمان ،خودتون وهرکسی که دوست دارید وندارید صدقه بدید.


برچسب‌ها:
+ ۱۳۸۸/٥/۳ ۱:٢٠ ‎ب.ظ مینو نظرات ()