داشتم تو پیاده رو میرفتم یکهو یه پسری از این کاغذهای تبلیغ(به قول پسر دایی ام تغبیل!!)گذاشت تو دستم..جا خوردم..برگشتم...تا چشمم بهش خورد گفت:جون هرکی دوست داری ننداز رو زمین!!...

همینطور که میرفتم بهش گفتم:من هیشکی رو دوست ندارم...

 به زمین نگاه کردم دیدم پر کاغذه...درست مثل همینی که تو دست من بود.....

((یعنی اینهمه آدم امروز از اینجا گذشتند که هیشکی رو دوست نداشتند؟!!!!!!))

من کاغذ رو آروم گذاشتم تو کیفم...

نمیدونم اون پسر دید یا نه!!.............


برچسب‌ها:
+ ۱۳۸۸/۱/۱٧ ۱٢:٤۱ ‎ب.ظ مینو نظرات ()