یکی از آپشن ها مزخرف فیس بوک اینه که هی دوستات عکس وویدئوهای خز وخیل لایک میکنن ومیاد رو صفحه ات و تو صدات  در نمیاد...

رقص غافلگیری عروس برای داماد..رقص غافلگیری داماد برای عروس..رقص مادرزن یکهویی همراه با ساق دوش ها...رقص ناگهانی مادر شوهر وداماد..رقص یکهویی ساق دوش ها ی دختر برای پسرا...پسرا برای دختر..رقص غافلگیری عموی عروس برای برادر مرده اش...رقص ناگهانی یکی از مهمان ها برای ساق دوش ها...رقص زیبای عروس وداماد برای مهمان ها.....(ساق دوش مد شده ها:/)..رقص مرده ها برای زنده ها..کلیپ زیبای رقص غافلگیری اموات برای عروس وداماد...رقص ناگهانی خر برای گاو..سگ برای اسب وقس علی هذا..گندشو درآوردن..اه:|

**آخیش گفتم..داشتم می ترکیدما:)))


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/٢/۱٠ ۱:٥۱ ‎ق.ظ مینو نظرات ()

من عاشق اینم وقتی مامانم داره از بیرون میاد بگم اینو بخر اونو بخر...

طبیعتا اونم عاشق اینه بگه نمی خرم

حتی اگه بخره

 

:|


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/٢/۸ ٧:٥۳ ‎ب.ظ مینو نظرات ()

اختلافات ما از آن شبی شروع شد که

چشم هایش را باز کرد و نگاهم کرد

لبخند غمگینی زدم و گفتم تو بخواب

گفت باشه

وگرفت تخت تا صبح خوابید.

 

(داستان سوم..سطر اول)


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/٢/۸ ۱۱:۱٤ ‎ق.ظ مینو نظرات ()

نوشته بود

اگر با همه یدارا وندارت سوار کشتی شدی وبعد طوفان شد..اولین چیزی که بلافاصله پرت می کنی میان امواج چیست؟

بعد گفته بود همه جواب بدهید..لطفا همه...شمایی که اون آخر نشسته اید وفکر میکنید من نمی بینم تان..شما که ردیف دوم نشسته اید ومثل بز زل زده اید به من..شمایی که دست تان توی دماغ تان است ورسالت زندگیتان این است که حال من را بهم بزنید..هی شما شما که بخدا اگر ذره ای فهم وشعور داشته باشید...شما... شما هم جواب بدهید..شما که منتظرید من یک چیزی بنویسم بیاید زر زر کنید...

لطفا همه جواب بدهید

:|


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٤/٢/۳ ٦:٢٧ ‎ب.ظ مینو نظرات ()

رفتم فیس بوک....چیه اونجا...

دوست ندارم:|.....

بر می گردم:))


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩۳/۱۱/٢٥ ۳:۳٩ ‎ب.ظ مینو نظرات ()

بر می گردم...

شاید

یک روزی


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۱۱/٢٤ ۳:٤٩ ‎ب.ظ مینو نظرات ()

من باید بزرگ بشم

بزرگ وعاقل وفهمیده ..

هولم نکنید...

می شم...

بزرگ می شم...

 

بالاخره

یک روزی

 

**امروز حمام بودم..یکی اومد در خونه مون و بعد از کلی زنگ زدن بالاخره رفت ......بعد که اومدم بیرون ایفون را برداشتم تو کوچه را نگاه کردم ببینم کی بوده...نیشخند

**ما رسم داریم کله پاچه را بابام بهمون میده..یعنی خودمون بلد نیستیم..کجاش خوبه و چی به چی هست..این سری که کله پاچه داشتیم بابام و مامانم سرسنگین شده بودن ویک نموره قهر بودن..بابام هم هروقت مامانم باهاش قهر میکنه کلا هیچ کاری دیگه نمیکنه اصلا ما رو هم نمی شناسه!!....

دیگه هیچی من وداداشم برای اولین بار تو عمرمون خودمون کله پاچه خوردیم..یعنی تا ارنج توش شنا کردیم..من فک کنم دماغشم خوردم...مامان وبابام هم در سکوت بغ کرده ما را نگاه میکردند وهیچی نمی گفتند..خیلی حال دادنیشخند


برچسب‌ها:
+ ۱۳٩٢/۱۱/٢٠ ۱:٠۳ ‎ق.ظ مینو نظرات ()